الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

100

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

بعضى از يارانش به اهل شام بدگويى مىكنند . فرمود : « من دوست ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد ؛ ولى اگر اعمال زشتشان را شرح دهيد و احوال آنها را بيان كنيد به گفتار صحيح نزديك‌تر و براى اتمام حجّت رساتر است » ؛ ( إنّي أكره لكم أن تكونوا سبّابين ، و لكنّكم لو وصفتم أعمالهم ، و ذكرتم حالهم ، كان أصوب في القول ، و أبلغ فيالعذر ) . « سبّاب » به كسى گفته مىشود كه بسيار بدگويى مىكند و حقيقت « سبّ » بدگويى كردن و دشنام دادن توأم با هتك طرف است ؛ مانند خطاب كردن طرف به احمق ، بىشعور ، پست ، رذل و امثال آن . لعن كردن يكى از مصداقهاى « سبّ » است و « قذف » ( نسبتهاى نارواى ناموسى دادن ) از مراحل شديد « سبّ » است و در بسيارى از موارد ، حدّ شرعى هم دارد . به يقين منظور امام در گفتار بالا اين نوع سبّ نيست ، زيرا قذف حرام و از گناهان كبيره است ؛ نه از مكروهات . امام عليه السّلام در اين خطبه يارانش را از اين كار باز مىدارد ، هرچند حق داشتند دشمن را به اين‌گونه خطابها مخاطب سازند و به‌جاى آن دستور مىدهد صفات زشت و اعمال بد آنها را مورد نقد قرار دهند و حجّت را بر آنها تمام كنند كه هم تأثير بيشترى دارد و هم بهانه به دست دشمن براى مقابله به مثل نمىدهد . دربارهء سبّ و لعن به طور كلّى سخنى داريم كه در بحث نكات خواهد آمد . سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن با بيان مصداق روشنى ، شيوهء برخورد با دشمن را در اين‌گونه موارد ، تعليم مىدهد و مىفرمايد : « شما بايد به‌جاى دشنام چنين مىگفتيد : پروردگارا خون ما و آنها را حفظ كن ! ميان ما و آنها را اصلاح فرما ! و آنان را از گمراهيشان هدايت نما تا كسانى كه جاهلند حق را بشناسند و آنها كه گمراهند و بر دشمنى با حق اصرار مىورزند از آن دست بردارند و ( به راه